فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٥٣ - پيمان شكنان
گروهى از راه حق بيرون رفتند(قاسطين)، و گروهى ديگر از فرمانبردارى سرپيچيدند(مارقين). تو گويى آنان، سخن خدا نشنيده اند كه فرمود: «سراى جاودانى از آن كسى است كه سركش نباشد و در روى زمين فساد نكند» بلى به خدا سوگند، آنان شنيده بودند، ولى دنيا در ديدگان آنان آراسته شده بود و زيور آن، ايشان را فريفت.[١]
امام در اين جمله كوتاه خود، سه گروه را چنيـن توصيـف مى فـرمـايد و اينك ما به سرگذشت اين سه گروه كه بيشتر وقت امام را گرفتند، اشاره مى كنيم:
پيمان شكنان
گروه پيمان شكن، طلحه و زبير و دنباله روان آنها هستند كه در روز روشن بيعت كرده بودند، ولى پس از اندى پرچم مخالفت برافراشتند، زيرا حس كردند كه بيعت آنان به ضرر آنهاست. وقتى آنان گفتند بيعت ما زبانى بود، نه جدى، امام در پاسخ آنان فرمود:
آنان به بيعت خود اعتراف كرده، ولى مدعى هستند كه در باطن، خلاف آن را در نظر داشتند. آنان، بايد بر نفاق خود، شاهد و گواهى بياورند و يا اين كه به بيعت خود بازگردند.(٢)
گاهى گفتند ما با تو بيعت كرديم تا در رهبرى با تو شريك باشيم. امام شرط آنان را تكذيب كرد. گفت: شما با من بيعت كرديد كه در موضع ناتوانى كمك كنيد.[٢]
[١] نهج البلاغه، خطبه٣. ٢ . نهج البلاغه، خطبه٨.
[٢] نهج البلاغه، كلمات قصار، كلمه ١٩٨.